|
کَمانچه
یکی از سازهای موسیقی مشرق زمین است.
این
ساز جز دسته
سازهای زهی است و دارای ۴ سیم میباشد.
این سیمها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و
صدای آن خیلی خوش و جذاب میباشد ولی کمی به
اصطلاح تو دماغی.
کاسه صوتی این ساز از چوب
توت است که با برشهای از
عاج تزیین شدهاست.
کمانچه به معنای کمان کوچک در لغتنامه از آن یاد
شده. این ساز از دسته زهی آرشهایها است و در
کشورهایی چون مصر مشهور به رباب است. جالب اینکه
مصریها از قرن 13 این ساز را شناختهاند و آنرا
ساز ایرانیان میدانند. ترکان عثمانی در قرن پانزده
تا هفده کمانچهای سه سیم داشتند. ساکس این ساز را
از خانواده اسپیک فیدل با میلهای آهنی معرفی
میکند که در هندوستان از جنس صدف وعاج ساخته
میگردد. تاریخ نگار اولیا چلبی این ساز را به
ابونصر فارابی نسبت میدهد و میتوان زادگاه این ساز
را در منطقه نخجوان، کردستان امروزی بشمار آورد که
این ناحیه مناطقی از آذربایجان،کردستان ایران و
ترکیه را در بر میگیرد، که امروز نیز استفاده از
آن در این منطقه رایج است. هدف بشر از ساخت ادوات
موسیقی تکرار نوای طبیعت وتقلید آواز حنجرهاش
بوده است. سازهای زهی به دلیل نداشتن پرده بندی
محدوده اجرایی گستردهای را دارا میباشند میتوان
زادگاه تمامی سازهای امروز مغرب زمین را شرق
دانست، تکامل وساخت سازهای پیچیدهتر را که امروزه
بکار میروند را میتوان مدیون تلاش علمی وکارگاهی
اروپاییان دانست. کمانچه با خصوصیات منحصر بفرد
خویش توانسته نقش یک ساز زهی را در موسیقی سنتی و
ملی کشورهای آذربایجان و ایران داشته باشد و
توانسته از ارکان جدایی ناپذیر موسیقی سنتی و
فولکلوریک گردد. این ساز با کاسهای کروی و صدایی
تو دماغی وخَشدار است صوت آن بسیار شبیه به نوع
لهجه و گویش و تُن صدای مردم این نواحی است. در
اواخر دوره قاجار با ورود ویلن به ایران در نقطه
آغازی برای انزوا و توقف رشد این ساز محیا گردید.
جالب اینکه هنرمندان بنام آندوره کمانچه را زمین
گذارده و ویلننواز شدند، و میخوانیم عدهای بنا
بر عادت کمانچه نوازی، میهمان جدید را هم روی زمین
گذارده و چون کمانچه بر آن آرشه را میکشیدند
(امروز در کردستان عراق به ویلن کمان و کمانچه
میگویند شاید این خود دلیلی بر اثبات نام میهمان
جدید باشد که صاحب خانه همان کمانچه نامش را به او
بخشیده است). |