|

تار
از سازهای زهی است که با
زخمه نواخته
میشود. تار در
ایران و برخی
مناطق دیگر
خاورمیانه
مانند
آذربایجان و
ارمنستان و
گرجستان
برای
نواختن موسیقی کلاسیک این
کشورها رایج است. در
گذشته تار ایرانی پنج سیم
(یا پنج تار) داشت.
غلامحسین درویش
یا درویش خان سیم ششمی به
آن افزود که همچنان به
کار میرود.
کاسهٔ تار بیشتر از کنده
کهنه چوب توت ساخته
میشود که هرچه این چوب
کهنهتر باشد به دلیل خشک
بودن تارهای آن چوب تار
دارای صدای بهتری خواهد
بود. پردهها از جنس روده
گوسفند و دسته و پنجه
معمولاً از چوب گردو تهیه
میشوند. شکل کاسهٔ تار
مانند دو دل به هم چسبیده
و از پشت شبیه به انسان
نشستهای است. تار
آذربایجانی شکل کمی
متفاوتی دارد و سیمهای
آن بیشتر است. جنس
خرک از شاخ
بز کوهی است.
در دو طرف دسته از
استخوان شتر استفاده
میشود.
از لحاظی ساز تار به
سهتار نزدیک
است. از لحاظ شیوهٔ
نوازندگی زخمهٔ عادی در
تار به صورت راست (از
بالا به پایین) است ولی
در
سهتار بالعکس
است (از پایین به بالا).
همچنین از نظر تعداد
پردهها نیز با هم شباهت
دارند. صدای تار به دلیل
وجود پوستی که روی آن است
از شفافیت خاصی برخوردار
است. به خصوص سازهایی که
ساخت قدیم هستند از شیوهٔ
صدای دیگری برخوردارند.
جمله
اي در هنر نوازندگي وجود
دارد که مي گويد: بهترین
ساز آن سازي است که
نوازنده احساس کند این
ساز در آغوش و دستان او
به راحتي قرار گرفته و
صدایی طبیعی و مطبوع نسبت
به ذائقه فرهنگی او به
وجود مي آورد.
و الحق که با نگاهي در
بین سازها در خواهیم یافت
که تار يک چنین سازی است.
نغمه هایی بسیار روح
انگیز دارد و وقتی در
آغوش نوازنده اش قرار می
گیرد گویی که این چوب و
پوست از روح نوازنده خود
جان می گیرند و زنده می
شوند.
تار یکی از قدیمی ترین
سازهای ایرانی است که به
آن وتر نیز گفته می شود.
اگر چه ما هنوز اطلاعات
درستی از تاریخ دقیق
پیدایش و ساخت آن نداریم
ولی از قرار معلوم ان به
زمان ابو نصر فارابی بر
مي گردد.
موسیقی دانان قدیم و
بزرگی چون صفی الدین
ارموی،خواجه بها الدین و
ابوالفرج اصفهانی و تنی
چنداز شاعران و نویسندگان
دوران گذشته درباره تقسیم
فواصل پرده های که هم
خوان و موافق پرده های
تار نیز می باشد مطالبی
گفته، شعری سروده و یاد
کرده اند.
به عنوان مثال بابا طاهر
همدانی شاعر شوریده و
عارف ایران که در نیمه
قرن پنجم هجری مي زيست در
سروده ای از خود چنین این
ساز را یاد مي کند:
دلی دیدوم چو مرغ پا
شکسته، چو کشتی، بر لب
دریا نشسته
همه گویند طاهر، تار
بنواز صدا چون مي دهد تار
شکسته
شکل ظاهری کاسه تار شبیه
دل است و شاید به خاطر
همین است که تار را ساز
اهل دل و حال و تسکین
دهنده روان آدمي لقب داده
اند زیرا تار دارای صدای
لطیف و دلربا است که
بسیاری از متفکرین،
عارفان، فیلسوفان،
وارستگان و صوفیان پاک دل
به آن عشق مي ورزند.
تار صدایی گرفته، محزون و
کاملا شرقی دارد و از
جنبه داشتن رزونانس، قدرت
صدایی بالا و اجرای
دستگاه ها و آوازهاي
موسيقي سنتی ایران برترین
و کاملترین ساز ایرانی
محسوب مي شود.
تار از يک کاسه که روی آن
پوست کشيده درست گردیده
که همین کاسه نیز به دو
قسمت بزرگ و کوچک تقسیم
شده که قسمت بزرگ را(
همصدا)
یک سیم سفید نازک به نام
زیر
و یک سیم زرد(بم)
که دو تای آخری غالبا به
فاصله اکتاو کوک می شوند.
فاصله سیم های هم صوت
سفید، نسبت به سیم های
زرد غالبا چهارم و سیم
های سفید نسبت به سیم بم
معمولا فاصله اکتاو یا
هفتم را تشکیل می دهند.
تار با مضرابی کوچک از
جنس برنج به طول تقریبی
سه سانتی متر نواخته می
شود. در قسمتی از نصف طول
مضراب، برای آنکه در
دستهای نوازنده راحت قرار
گیرد با موم پوشیده شده
است.
در گذشته سازندگان تار در
گوشه و کنار کشور بسيار
بودند که نامی از ایشان
به جای نمانده و تنها تنی
چند از ایشان مثل استاد
خاجیک، هامبارسون، فرج
الله، آقا قلی، یحیی،
برادران صنعت و استاد
حاجی و پسرش رمضان شاهرخ
شناخته شده اند.
کسانی که به بقای اين ساز
و تکامل ان کمک کردند و
عمر خود را بر سر این کار
نهادند.
همان گونه که از دوران
قدیم تا زمان حاضر شاهد
هستیم توجه به ساز و
سازنده آن و روند تکامل
آن مد نظر نوازندگان
موسیقی ایرانی نبوده و
نیست و تنها معدودی از
نوازندگان به این مهم
توجه داشته و دارند به
دلیل همین طرز نگاه، هیچ
سند کتبی و تصویری از
روند اختراع و تکامل هیچ
یک از سازها وجود نداشته
و با این که تارسازی
بسیار جدید در مقایسه با
دیگر سازهای اجرایی انواع
موسیقی سنتی در منطقه
خاور میانه و آسیای میانه
است کمبود منابع و ماٌخذ
درباره آن مشهود است. صد
البته دنبال کردن مدارک و
تصاویر در مینیاتورها و
کتب و رسالات قدیم را
برعهده محققان میدانیم
تنها با دقت در شکل تار
میتوان دریافت که این ساز
بدرستی و با دقت کامل
طراحی و ساخته شده است و
حتی نمونه ای از فرم
سرپنجه ای به صورت سرپنجه
تار و فرم کاسه دو قسمتی
آن به این شکل درهم تنیده
شده و پیچیده در سازهای
قدیم دیده نمی شود.
فارغ از فرضیه های
گوناگونی که تا کنون در
مورد ساخت تار به صورت
فعلی ارائه شده است و عده
ای آن را برگرفته از
تنبور و بعضی قیچک و یا
رباب را منشاء آن داسته
اند، به نظر نگارنده می
رسد که فرم تار با الهام
از انواع سازهای دوکاسه
ای قدیمی تر و ترکیب با
فرم اصلی ساز عود گرفته
شده است.
با نگاهی موشکافانه تر،
می توان به فرم های دیگری
از شکل عود، حتی در شکل
دهانه و نقاره تار پی برد
و حتی فرم کاسهٌ عود را
در قسمت زیرین پشت کاسهٌ
تار دید. طول سیم مرتعش
نیز در تار هم اندازه با
عود انتخاب شده است. شکل
تار در نقاشی های دوره
صفویه دیده نمی شود و در
مینیاتوری که در دوره
زندیه کشیده شده است و
تاریخ آن مربوط به سال (
۱۷۷۰
م ) است، اولین تصویر از
شکلی بسیار نزدیک به تار
فعلی دیده می شود. روح
الله خالقی در کتاب
سرگذشت موسیقی ایران
نوشته است همچنین گویند:
« شخصی به نام رضاءالدین
شیرازی شش تار را اختراع
کرده است ».عده ای از
استادان قدیم از جمله
استاد نورعلی خان برومند
نیز منشاء تاریخی تار را
از شیراز میدانستند و در
میان مردم عادی نیز رایج
است که تار فارسی را تار
شیرازی می نامند. شنیده
ایم که افرادی با دیدن
جعبه تاری در دست می
پرسند که آیا تار شیرازی
است یا آذری؟ جالب این که
در آذربایجان شخصی به نام
میرزا صادق اسداغلو در
حدود یک قرن پیش تغییرات
وسیعی به روی تار شیرازی
انجام داده و در کتابی که
از او در دست است روند
این تغییرات را با دقت
تمام و دلایل اجرایی آن
اعم از تغییر شکل کاسه و
پهن کرده دسته و اضافه
کردن سیم و غیره تک به تک
قید کرده است. به گفته
آقای ژان دورینگ محقق
برجسته موسیقی بعضی از
استادان نوازنده قدیم
آذربایجان این تغییرات را
قبول نداشته و با تار
شیرازی به نوازندگی می
پرداختند. ساز فعلی ما
نیز در طول دو قرن اخیر
مسلماً تغییرات زیادی
کرده است ولی بی شک می
توان گفت این هر دو فرم
تار از یک منشاء و مبداء
نشاٌت گرفته است.
تار در دوره قاجار
اگر از فاصله زمانی
اختراع تار قرنی گذر کنیم
به علت نبودن سند و حتی
باقی نماندن تار از دوران
اولیه تار، به دوره قاجار
که عمدتاً منظور دوره
طولانی . پرثبات و پربار
ناصرالدین شاه قاجار است
می رسیم. خوشبختانه اسناد
زیادی از آن دوران به جا
مانده است. و مهم تر آن
که هنوز تارهای سلامت و
شاخصی از سازهای
نوازندگان این دوره در
اختیار ما هست. مشخصات
تار این دوره به طور
اختصار وزن کم، حجم کم،
ابعاد کوچکتر از نظر طول
ارتفاع و عرض است. مهم
ترین خصوصیت این تارها
قابلیت استفاده از آن
بصورت نوازندگی بر روی
سینه است که با تارهای
فعلی عملاً امکان ندارد.
بخاطر این طرز نوازندگی
سازندگان ساز می باید
ارتفاع و وزن کمتری برای
ساز در نظر می گرفتند.
شاخص ترین سازنده تار در
این شیوه استاد فرج الله
است که بصورت عامیانه او
را « اوس فرج »می
نامیدند. تار استاد فرج
الله وزنی در حدود
۱۵۰۰
تا
۱۷۰۰
گرم دارد و ارتفاع کاسهٌ
آن کمتر از
۱۹
سانتیمتر است عرض دسته
۳۳
میلیمتر و
۴
میلیمتر از سازهای فعلی
باریک تر است که پنج سیم
بودن این تارها این مسئله
را توجیه می کند.
گفته می شود که در دوران
ناصرالدین شاه و به فرمان
او دارالصنایعی برای
گردآوردن همهٌ صنعتگران
برجسته، در محلی در جنوب
شرقی سبزمیدان، در
کاروانسرایی که هنوز نیز
به نام « سرای
دارالصنایعی» نامیده می
شود، تاٌسیس شد و استاد
فرج الله و حاج طایر،
سازنده مشهور سه تار در
این محل به فعالیت مشغول
شدند،استاد فرج الله
معاصرازنوازندگان مشهور
دربار بوده است و قطعاً
باید سازهای او در دوره
خودش نیز شاخص و دارای
کیفیت بالایی بوده باشد
که مورد استفادهٌ استادان
نوازنده قرار می گرفته
است. از لحاظ کیفیت صدایی
نیز چنانکه در اجرای تار
میرزا حسینقلی شنیده می
شود دارای صدای گرم و
تاحدی زنگ کم اما پرقدرت
و شفاف است.
پرده تار
و سه تار
اصلاح پرده سالیان
درازیست
در موسیقی ما چه در
موسیقی عملی چه نظری،
مورد استفاده قرار می
گیرد؛ هنوز هم پرده
روی سازهای ایرانی به فرم
گذشته استفاده می شود،
البته این به معنای توقف
روند
اصلاح سازگاری و بهبود
کیفیت در سازگری موسیقی
ایرانی نیست. برای روشن
شدن این
موضوع به بحث در مورد
انواع پرده های معمول سه
تار و دلیل رد بعضی از
طرح های
پیشنهادی می پردازیم.
یک نوازنده آماتور اولین
بار که نحوه بستن پرده و
گره زدن پرده های معمول
تار و سه تار (که اکثرا"
از روده گوسفند است) را
ببیند
حتما" این سئوال برایش
پیش می آید که چرا تار و
سه تار نباید مانند
ماندولین و
گیتار پرده های ثابت
داشته باشند که هر سال
مشکلات تعویض پرده یا
تنظیم پرده (که
بخاطر تماس دست با پرده
های متحرک روی می دهد) را
نداشته باشد؟
در مورد
اینکه چرا پرده های تار و
سه تار متحرک نیستند و
ثابت هستند در مقاله
مشکل کوک
صحبت کردیم و در اینجا
فقط
به این نکته بسنده می شود
که فواصل (اصطلاحا")
ریزتر از ربع پرده که در
موسیقی
ایران به وفور دیده می
شود موجب شده، نوازنده
زحمت استفاده از پرده های
متحرک را
بپذیرد و از پرده های
ثابت استفاده نکند. اینجا
یک سئوال پیش می آید که
چرا کل پرده
ها ( یعنی مثلا" از سی
کرن به جای یک پرده دو
پرده) بصورت ثابت روی ساز
بسته نمی
شود که اصلا" نیازی به
بالا یا پاین کشیدن پرده
نباشد؟
به جواب این سئوال
هنگام نوازندگی با پرده
های کامل می توان رسید!
وقتی فاصله پرده ها به
قدری کم شود
که انگشت بین آن به خوبی
قرار نگیرد لرزش سیم
بوسیله گوشت دست گرفته می
شود و صدای
سیم تا حدی خفه می شود و
ساز دیگر طنین مناسبی
نخواهد داشت.(پرده روی
دسته سازها
غیر از اینکه باعث سهولت
پیدا کردن محل دقیق نت ها
برای نوازنده می شود، نقش
یک
شیطانک را هم به عهده می
گیرد! به این صورت که بر
آمدگی پرده و فشار دست بر
پرده
لرزش سیم از محل پرده به
قبل از آنرا قطع می کند
که صدای شفافی هنگام زخمه
زدن
بوجود آید، پس برخلاف
تصور عده ای که عقیده
دارند تنبلی نوازندگان در
پیدا کردن
نتها موجب بسته شدن پرده
روی سازها شده ، تولید
صدای خالص بدون پرد ممکن
نیست!)
این موضوع که چه پرده ای
برای سازهای تار و سه تار
مناسب است (که هم کیفیت
صدایی خوبی داشته باشد هم
دوام زیاد) اخیرا" بعضی
از نوازندگان و سازگران
را به جنب
و جوش واداشته و تجربیات
جالبی هم در این سالها به
دست آمده.
پرده
معمولی از
جنس روده گوسفند
پرده های معمولی که روی
تار و سه تار (و سازهای
محلی مثل تنبور
و گاهی دوتار) بسته می
شوند، روده گوسفند هستند.
این پرده ها نسبت به پرده
ها یی که
در ادامه ذکر خواهد شد
زبرتر و کم دوامتر هستند
ولی در جابجایی ها روی
نتهایی که
متغییر است، نرمتر و
لغزنده ترند. این پرده ها
بطور میانگین حدود یکسال
تا یکسال و
نیم در دست یک نوازنده
متوسط کارایی دارد(بدون
آغشته کردن آن به مواد
نگهدارنده
دیگر) و پس از آن یکی پس
از دیگری باز می شود (
متفاوت بودن جنس پرده،
رطوبت محل
نگهداری و استیل دست چپ
نوازنده در طول عمر پرده
تاثیر زیادی دارد، همین
پرده در
شرایط مناسب آب و هوایی و
با استیل مناسب می تواند
بیش از 3 سال عمر کند)
رطوبت هوا مخصوصا" در
تابستان که کولرهای آبی
در منازل ایران استفاده
می
شود ضربه زیادی به ساز و
مخصوصا" به پرده ساز (از
جنس روده گوسفند) می زند.
گاهی در تابستان پس از
باز کردن جعبه ساز متوجه
شوید.چند پرده پاره شده،
برای جلوگیری از این
اتفاق بسته های رطوبی گیر
( که معمولا" در جعبه های
لوازم
الکتریکی هم هست) را در
جعبه ساز بگذارید تا محیط
نگهداری ساز مرطوب نباشد.
همانطور که در بالا ذکر
شد، استیل دست چپ نوازنده
و میزان اصطکاک آن با
پرده در طول عمر پرده نقش
مهمی دارد. نوازنده باید
سعی کند تا حد امکان
کمترین تماس
را با پرده داشته باشد،
این هم به سرعت در حرکت
افقی دست روی دسته کمک می
کند هم از
ساییدگی پرده می کاهد.
پرده های معمولی (روده
گوسفند) بخاطر قیمت پائین
و سهولت در
بستن روی ساز، بیشترین
آمار فروش را (نسبت به
انواع دیگر پرده) از آن
خود کرده است.
پرده کات
کوت

نوع دیگری از پرده که بعد
از روده گوسفند زیاد مورد
استفاده
قرار می گیرد "کات کوت"
یا "کت کوت" است. این
پرده که استفاده اصلی آن
در پزشکی
(برای
بخیه) است، از روده گربه
یا خرگوش تهیه می شود. کت
کوت بخاطر مقاومت زیاد و
سیقلی بودن سطح آن (که
باعث سهولت اجرای
ویبراسیون می شود) مورد
توجه اکثر
نوازندگان حرفه ای تار و
سه تار است. کت کوت بطور
متوسط تا دوبرابر عمر
پرده های
گوسفندی پایداری می کند.
از دیگر محاسن کت کوت
سهولت در تغییر جای آن
روی دسته
هنگام استفاده از نتهای
متغییر است.
انواع دیگر پرده مانند
پرده های ثابت
فلزی و پرده های پلاستیکی
یا نایلونی (که اخیرا"
روی سازها دیده می شود)
فاقد این
خاصیت است. پرده های
نایلونی به قدری محکم روی
دسته می چسبد که امکان
تغییر جای آن
دشوار است. این پرده
بخاطر دوام بسیار زیاد در
پایین دسته ( از
"Re b"
روی خط چهار)
میتواند بسته شود، این
قسمت دسته به دلیل نزدیک
بودن فواصل همواره پرده
هایی ثابت
دارد ( در این قسمت از
دسته نوازنده قادر است با
حرکتی مانند ویبراسیون نت
مورد نظر
را کمی بالا و پائین تر
ببرد) پرده دیگری که چند
سالی است بصورت آزمایشی
روی ساز سه
تار قرار می گیرد نوعی
پرده فلزیست که برای
جابجایی هنگام تغییر برای
آن ریلی دو
طرف دسته ساز قرار گرفته
که این پرده به سمت بالا
و پائین دسته حرکت می کند.

پرده
پلاستیکی(در بیخ دسته تار(
این طرح پیش از این روی
سازهای زهی هندی هم بکار
رفته
بود ولی سیم تار و سه تار
فلزی و بسیار نازک است و
برخورد آن با پرده های
فلزی خود
تولید صدا می کند، نیز
تیزی صدای پرده های فلزی
باعث شده نوازندگان
استقبال شایانی
از این پرده ها نداشته
باشند. گذشته از این وجود
پرده روی ریل موجب شده
پشت دسته
کاملا" خالی باشد و
نوازنده سه تار که با لمس
دسته نتها را تشخیص می
دهد برای پیدا
کردن نتها به زحمت افتد!
از محاسن دیگر این نوع
پرده سه تارها ( پرده
ریلی) آزمایش
دو پرده ای بود که با
اصرار به اینکه طنین لازم
را ندارد کمتر روی تار( و
روی سه
تار هیچگاه) بسته نمی شد.
به عقیده نگارنده اضافه
شدن این چهار پرده
میتواند تار و سه تار را
سه اکتاو کامل کند و هیچ
ضرری ندارد و تفاوت طنین
نتهای
اضافه شده هم اختلاف
زیادی با سل و لابمل ته
دسته ندارد. (اگر در ویلن
هم این طرز
فکر اعمال می شد ویلن تا
پوزسیون هشت بیشتر جلو
نمی رفت!) بهتر است تا
حدی که ساز
توانایی دارد از آن بهره
ببریم. سه تارهای پرده
فلزی پرده های قسمت اضافه
شده را
بخاطر تمام شدن دسته روی
صفحه سه تار می چسبانند
که در تار این مشکل با
زیاد کردن
طول استخوان تا روی پوست
حل شده است.
استاد
یحیی و تحول ساختمان تار
مرغ یا تخم مرغ کدامیک
اول وجود داشته است؟ سوال
معمول فلسفی. و
حالا میتوانیم سوالی شبیه
آن را در موسیقی خودمان
نیز مطرح کنیم تار یا
تارنواز؟
یکی از سوالهای مطرح برای
محققان موسیقی ایرانی این
است که در روند تغییر
ارائه و
بیان موسیقی و خصوصاً
نوازندگی تار در چند دههٌ
نخست قرن حاضر آیا تارهای
سنگین تر
و حجیم تر که ما بعنوان
مطرح ترین سازنده آن از
استاد یحیی خان نام
خواهیم برد، در
ابتدا ساخته شده و سپس
نوازندگان را مجبور به
تغییر نحوه نوازندگی تار
کرده یا این
که تغییر شیوه نوازندگی
از شلوغ زدن، پر ریز زدن
و جملات پیوسته و کم سکوت
داشتن به
نوازندگی خلوت، زدن تکهای
فوق العاده شفاف و شنیدن
چند ثانیه طنین و هنگ
صدای آن پس
از هر تک مضراب، سازنده
با نبوغ و ماهری چون یحیی
خان را وادار به تغییر
شکل و
اندازه تار و سنگین تر
کردن و حجیم کردن تار دست
ساخته اش کرده است؟ به هر
صورت این
سوال است که پاسخ به آن و
خصوصاً پاسخی منطقی و
علمی به آن دشوار است.
شاید برای
بررسی روند تغییرات
تدریجی بهتر باشد نگاهی
کوتاه به تاریخچه تار
بیندازیم.
همانگونه که از دوران
قدیم تا زمان حاضر شاهد
هستیم توجه به ساز و
سازنده آن و روند
تکامل آن مد نظر
نوازندگان موسیقی ایرانی
نبوده و نیست و تنها
معدودی از نوازندگان
به این مهم توجه داشته و
دارند به دلیل همین طرز
نگاه هیچ سند کتبی و
تصویری از
روند اختراع و تکامل هیچ
یک از سازها وجود نداشته
و با این که تارسازی
بسیار جدید
در مقایسه با دیگر سازهای
اجرایی انواع موسیقی سنتی
در منطقه خاور میانه و
آسیای
میانه است کمبود منابع و
ماٌخذ درباره آن مشهود
است. صد البته دنبال کردن
مدارک و
تصاویر در مینیاتورها و
کتب و رسالات قدیم را
برعهده محققان میدانیم
تنها با دقت در
شکل تار میتوان دریافت که
این ساز بدرستی و با دقت
کامل طراحی و ساخته شده
است و
حتی نمونه ای از فرم
سرپنجه ای بصورت سرپنجه
تار و فرم کاسه دو قسمتی
آن به این
شکل درهم تنیده شده و
پیچیده در سازهای قدیم
دیده نمی شود.
فارغ از فرضیه های
گوناگونی که تا کنون در
مورد ساخت تار به صورت
فعالی ارائه شده است و
عده ای آن را
برگرفته از تنبور و بعضی
قیچک و یا رباب را منشاء
آن داسته اند، به نظر
نگارنده می
رسد که فرم تار با الهام
از انواع سازهای دوکاسه
ای قدیمی تر و ترکیب با
فرم اصلی
ساز عود گرفته شده است.
با نگاهی موشکافانه تر،
می توان به فرم های دیگری
از شکل
عود، حتی در شکل دهانه و
نقاره تار پی برد و حتی
فرم کاسهٌ عود را در قسمت
زیرین
پشت کاسهٌ تار دید. طول
سیم مرتعش نیز در تار هم
اندازه با عود انتخاب شده
است. شکل
تار در نقاشی های دوره
صفویه دیده نمی شود و در
مینیاتوری که در دوره
زندیه کشیده
شده است و تاریخ آن مربوط
به سال ( 1770 م ) است،
اولین تصویر از شکلی
بسیار نزدیک
به تار فعلی دیده می شود.
روح الله خالقی در کتاب
سرگذشت موسیقی ایران
نوشته است
همچنین گویند: « شخصی به
نام رضاءالدین شیرازی شش
تار را اختراع کرده است
».عده ای
از استادان قدیم از جمله
استاد نورعلی خان برومند
نیز منشاء تاریخی تار را
از شیراز
میدانستند و در میان مردم
عادی نیز رایج است که تار
فارسی را تار شیرازی می
نامند.
شنیده ایم که افرادی با
دیدن جعبه تاری در دست می
پرسند که آیا تار شیرازی
است یا
آذری؟ جالب این که در
آذربایجان شخصی به نام
میرزا صادق اسداغلو در
حدود یک قرن پیش
تغییرات وسیعی به روی تار
شیرازی انجام داده و در
کتابی که از او در دست
است روند
این تغییرات را با دقت
تمام و دلایل اجرایی آن
اعم از تغییر شکل کاسه و
پهن کرده
دسته و اضافه کردن سیم و
غیره تک به تک قید کرده
است. به گفته آقای ژان
دورینگ محقق
برجسته موسیقی بعضی از
استادان نوازنده قدیم
آذربایجان این تغییرات را
قبول نداشته
و با تار شیرازی به
نوازندگی می پرداختند.
ساز فعلی ما نیز در طول
دو قرن خیر
مسلماً تغییرات زیادی
کرده است ولی بی شک می
توان گفت این هر دو فرم
تار از یک
منشاء و مبداء نشاٌت
گرفته است.
تار در دوره قاجار
اگر از
فاصله زمانی اختراع تار
قرنی گذر کنیم به علت
نبودن سند و حتی باقی
نماندن تار از
دوران اولیه تار، به دوره
قاجار که عمدتاً منظور
دوره طولانی . پرثبات و
پربار
ناصرالدین شاه قاجار
است می رسیم. خوشبختانه
اسناد زیادی از یان دوران
به جا
مانده است. و مهم تر آن
که هنوز تارهای سلامت و
شاخصی از سازهای
نوازندگان این دوره
در اختیار ما هست. مشخصات
تار این دوره به طور
اختصار وزن کم، حجم کم،
ابعاد کوچکتر
از نظر طول ارتفاع و عرض
است. مهم ترین خصوصیت این
تارها قابلیت استفاده از
آن
بصورت نوازندگی بر روی
سینه است که با تارهای
فعلی عملاً امکان ندارد.
بخاطر این
طرز نوازندگی سازندگان
ساز میباید ارتفاع و وزن
کمتری برای ساز در نظر می
گرفتند.
شاخص ترین سازنده تار در
این شیوه استاد فرج الله
است که بصورت عامیانه
او را « اوس فرج »می
نامیدند. تار استاد فرج
الله وزنی در حدود 1500
تا 1700 گرم
دارد و ارتفاع کاسهٌ آن
کمتر از 19 سانتیمتر است
عرضا دسته 33 میلیمتر و 4
میلیمتر
از سازهای فعلی باریک تر
است که پنج سیم بودن این
تارها این مسئله را توجیه
می
کند.
گفته می شود که در دوران
ناصرالدین شاه و به فرمان
او دارالصنایعی برای
گردآوردن همهٌ صنعتگران
برجسته، در محلی در جنوب
شرقی سبزمیدان، در
کاروانسرایی که
هنوز نیز به نام « سرای
دارالصنایعی» نامیده می
شود، تاٌسیس شد و استاد
فرج الله و
حاج طایر، سازنده مشور سه
تار در این محل به فعالیت
مشغول شدند، پس استاد فرج
الله
معاصر با نوازندگان مشهور
دربار بوده است و قطعاً
باید سازهای او در دوره
خودش نیز
شاخص و دارای کیفیت
بالایی بوده باشد که مورد
استفادهٌ استادان نوازنده
قرار می
گرفته است. از لحاظ کیفیت
صدایی نیز چنانکه در
اجرای تار میرزا حسینقلی
شنیده می
شود دارای صدای گرم و
تاحدی زنگ کم اما پرقدرت
و شفاف است.

|